سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
یادداشتهای یک دیوانه - مـ یـ ـرابـ عـ ـطـ ـش

لاف عاشقی

چگونه میتوان جای عشق و نفرت را تغییر داد


گاهی با خود به این می اندیشم که چگونه میتوان در قلب دیگری تاثیر گذارد ؟ جواب اینگونه سوالات حتی اگر در عمل اینگونه نباشد اما در تئوری فقط یک کلمه است : محبت . با محبت حتی در دل سنگ هم میتوانی رخنه کنی و نه به راحتی اما با کمی زحمت نرمش سازی و نشانه از عشق زا در آن بیابی حتی اگر این اتفاق به مرور زمان به وجود بیاید.


اگر محبتت عاطفی و عمیق باشد و به خاطر پیشبرد یک هدف یا اهدافی این محبت را ننموده باشی تاثیرش را خیلی زود خواهی دید و دوستی و پیوندتان به یک اتحاد نا گسستنی تبدیل خواهد شد که بحث این پست اصلا عاشق شدن و عاشق بودن و این حرفها نیست بلکه در این پست عوض شدن عشق با چیزیست به نام نفرت، این که چگونه است که بین 2 نفر بعد از مدتها قربان صدقه یکدیگر رفتن واقعه ای بنام نفرت بوجود می آید و هر کدام از ما در طول مدت زندگیمان به این عنولن بر خورد کرده ایم و آنرا به خوبی میدانیم و لمثش نموده ایم.


وقتی میفهمی آنکه روزگاری میگفت دوستت دارد  و به ناز و نیاز تو را در دامی بنام عشق اسیر ساخته بود ابراز عشقش دروغی بیش نبوده گرفتار جدایی میشوی ، هر چند خود را اسیر دیروز و مغبون امروز میدانی اما به خاطر دلدادگی واپسین نمی توانی چراغ نفرت را در دلت شعله ور کنی اما گاهی پیش می آید که احساس میکنی تمامی بروز احساسش به تو برای نیل به هدفی بوده و رفته رفته نقشه اش را پیش برده و در هر مرحله برای گرفتار تر کردنت به لطایف الحیل ، انواع ترفند ها را بکار برده است ، از این که هم تو را یک فرد احمق فرض نموده هم به عشقت و دلت و احساست اهانت کرده و  در تمامی مدتی که به زیان آورده دوستت دارم را ، دست در دست یکی دیگر به ریشت خندیده است منقلب میشوی و ثانیه به ثانیه بر شدت نفرتت افزوده میگردد .


عشق آسمانی هر گاه که به نیازهای زمینی و مادی آلوده شد ، هر زمان که به انواع دغل های متعدد گرفتار آمد دیگر تفاله ای از کج فهمی ها میشود و به خیالت میچسبد . انقدر این کلمه عشق و دوستت دارم نخ نما شده اینقدر  بعضی ها به بهانه های مختلف  در جمله هایشان از آن استفاده کرده و  هر روز عشقی نو را تجربه نموده اند که دیگر عشق را در خیال خویش معجونی از لذایذ جنسی و حوائج مادی میدانند . تو اگر برایم خرج ننمایی پس عاشقم نیستی تو اگر فلان کالا را برایم نخری پس دوستم نداری ، اف بر این عشقی که نمادش فلان هدیه میباشد و اگر نباشد اصلا عشقی نبوده است . این تازه در بهترین حالت میباشد چرا که ممکن است روزی برسد و بفهمی در تمامی لحضاتی که بر تو جاری میساخته دوست داشتنش را و این که یگانه معشوقش هستی یادش پر بوده است از عشقی دیگر و دستانش در دست دیگگری به لمس عشق مشغول بوده اند . در این صورت  آیا به جز این است که قلبت به تسخیر افکاری در میآید که منتهی  به نفرت محض خواهند شد !؟


لاف عاشقی را میتوان بیان کرد اما به هوش باشیم تا در دام اینگونه عشاق نیفتیم چرا که دیگر نه از عشق خبری خواهد بود نه از احساس و جامعه پر خواهد شد از نفرت و حس انتقام جوییو اصمینان داشته باشیم دست بالای دست بسیار است ، هر بلایی که سر دیگری آوریم مطمئن باشیم که سر خود آورده ایم چرا که یکی از همین روزها این شتر در مقابل منزل ما نیز زانو خواهد زد و جستن از خود کرده هم محال است


شاد باشید



کلمات کلیدی : یادداشتهای یک دیوانه

سکوت شب ستاره

برای آرزوهایم که میمیرند در باد سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد


اینم تقدیم همونی که یادش ثبت شد در دفتر خاطرات ذهنم حتی اگه خودش اینجوری فکر نمی کرد .


 



کلمات کلیدی : یادداشتهای یک دیوانه

وای بر من ..... وای بر تو ....... وای بر ما........

وای بر من ... وای بر تو ..... وای بر ما که اینگونه لحضات خویش را در پیچش کوچه پس کوچه های گمراهی از دست میدهیم . گویی باور نمی داریم کودکیمان را  به دروغ هامان فروخته ایم . هنوز هم لاف عاشقی میزنی و خویش را سر سلسله عشاق کتاب میدانی هنوز باور نمی دارم که دلدادگی را حقیقتی از جنس یک بازی سرمستانه کودکی میدانم ، هنوز نمی دانیم روزگارانی بس طولانی یه اندازه قرنهاست که خویشتن خویش را به فراموشی سپرده ایم و  تنها در اثبات احساسات حیوانیمان از تن خاکی نحیف خود سود جسته ایم . عشق لایزال و حقیقی و چشمه جوشان معرفت را گم کرده ایم ، اما برای یافتن یک لحضه لذت زمینی، دنیایی را میکاویم.


وای بر من .... وای بر تو ..... وای بر ما


مار ا چه شده است چرا اینگونه در پی غارت خویش هستیم چرا برای یک لقمه نان تمامی کائنات را دستاویز قرار میدهیم . ما را چه شده است که هستی و نیستی خود را از آن سقای تشنه لب کربلا میدانیم اما به یک طرفت العین به دیناری یا درهمی بیشتر از حقمان میفروشیمش . این که ما میکنیم با خویشتن خویش این جنایتی که در حق تمامی بشریت مینماییم این رضالت ها این خیانت ها وای وای وای


از لبانی که نام معبود باری تعالی بلند میشود چگونه است ناجوانمردانه تمامی دانسته هایمان را جمع کرده و در پی بطلان داشته هایمان به سودای ناداشته هایمان کلامی به دروغ جاری میسازیم .


ما را چه شده است که روزهامان در بی ثوابی محض به شب سپرده میشود چقدر دیگر باید در حق خودمان جنایت کنیم چقدر دیگر باید به نسل بعد خویش دروغ و دغل را تزریق کنیم ، این همه گذشت و بخشش را نادیده یگیریم این همه نعمت را کفر میگوییم تا شاید لقمه نانی بیشتر از حقمان بستانیم.


عشق را به سخره گرفته ایم مهر را قصه ای در کتاب میدانیم انسان بودن  را واجب برای همسایه میدانیم و یه خود میبالیم آجری بالاتر از سقفمان بنا کرده ایم میراث من میراث تو میراث ما برای بعد ما این است !؟


وای بر من ..... وای بر تو ....... وای بر ما........


برگرفته ار وبلاگ مسترچ mstrchh


دوستان این نا به خردی را بر من خرده مگیرید که چرا اکثر مطالب این وبلاگ امانتی از دیریست مسترچ شخصیت مجازی این حقیر سراپا تقصیر میباشد که ناخواسته به پای تمامی مطالبم امضا مینمایم


با سپاس از شما



کلمات کلیدی : یادداشتهای یک دیوانه

اولین سلام از یک دیوانه!!!!!!!

دوستان سلام


اولش خواستم خودمو معرفی کنم اما دیدم بهتره آدرسی بدم تا یک مختصر زمینه ای باشه برای آشنایی با این حقیر


http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=41645


این لینک نظرات آخرین مطلب درج شده در وبلاگ سابق من یعنی نویسنده این وبلاگ و وبلاگ مهربون و تینا خانم هستنش که آدرس اون وبلاگ هم


www.mehrabon.parsiblog.com


هست


حالا حتما میپرسی علت اینکه دوباره یک وبلاگ دیگه و ........ که اگه اینه سوال شما باید بگم همه چوابهاتونو در قسمت نظرات اون وبلاگ میگیرید


بعدش اینکه دوستان عزیزی که به این وبلاگ سر میزنن حتما تو قسمت نظرات آدرس وبلاگ یا سایت خودشونو بزارن چون من از مهمونی رفتن و مهمونی دادن چه تو این دنیای مجازی چه تو دنیای حقیقی خیلی خوشم میاد


پس اگه مهمون میخواین حتما آدرس بدین


کم کم باهم بیشتر آشنا میشیم و درد دل میکنیم فعلا همه شما رو به خدای بزرگ میسپارم


راستی تا یادم نرفته عیدتون مبارک باشه و امید وارم از تعطیلات حسابی لذت برده باشین



کلمات کلیدی : یادداشتهای یک دیوانه