<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes" ?>
<?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/">
<id>http://mehrabooon.ParsiBlog.com</id>
	<title mode="escaped" type="text">مـ يـ ـرابـ  عـ ـطـ ـش</title>
	<link href="http://mehrabooon.ParsiBlog.com" rel="alternate" type="text/html"/>
	<generator uri="http://www.ParsiBlog.com" version="3.50">ParsiBlog.com ATOM Generator</generator>
	<updated>Mon, 21 May 2012 22:24:41 GMT</updated>
	<author><name>ميراب عطش</name></author>

	<openSearch:totalResults>5</openSearch:totalResults>
	<openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex>
	<openSearch:itemsPerPage>5</openSearch:itemsPerPage>

<entry>
<id>tag:mehrabooon.ParsiBlog.com/Posts/119/%d8%af%d8%b1%d8%af+%d8%af%d9%84%d9%8a+%d8%a8%d8%a7+%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d9%8a%d9%86+%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%85+%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d9%8a%d9%8a+%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa/</id>
<updated>Mon, 21 May 2012 10:38:00 GMT</updated>
<title type="text">درد دلي با بالاترين مقام اجرايي دولت</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;اين روزها پرونده اي در دادگاه کيفري در جريان است که تقريبا همه از آن با عنوان سه هزار ميلياردي ياد ميکنند و برخي هم دائما اخبار اين پرونده را پيگيري ميکنند و آنچه فراوان يافت ميشوم اسامي مستعاري است که اکثريت نامها برايمان نا آشنا هستند و تنها آشناي اين پرونده جناب خاوري مدير عامل اسبق! بانک ملي بوده که آنهم پس از خروج از کشور عيان شد. شايد اکثرا ما ذهنيتي از اين مقدار پول نداشته باشيم و بنده براي اينکه بتوانيم تخيلي از وسعت عمل خاطيان اين پرونده داشته باشيم عرض ميکنم اين مقدار پول شايد بيش از بودجه دو ساله بيست کشور فقير جهان باشد. شايد همين مقدار کافي باشد تا معضل بيکاري در کشور عزيزمان رخت بربنددو شايد با خيلي کمتر از اين مبالغ تمامي شهرهاي محروم کشور آباد شوند. بطور مثال چند شب پيش چند مقام در يکي از بخش هاي خبري در مورد ريز گردهايي که چند سال است جنوب و غرب کشور را فرا گرفته بحث ميکردند و آنچه دستگير شنونده شد اين بود که شايد مبلغي در حدود يک صدم اين مقدار براي ريشه کني کامل اين معضل هموطنان جنوبي ما کافي باشد اما يک نفر با تباني با مقامات عاليرتبه اجرايي  به راحتي به بيت المال دسترسي پيدا کرده و به مانند اينکه ثمره يک نبرد و غنيمت جنگي باشد ميان خود و همپالگي هايش تقسيم ميکند.واقعا در اين ميان چه کسي بايد جوابگوي اين عمل باشد؟ چه کسي مسئوليت اصلي اين ترور اقتصادي را به عهده دارد؟ چه کسي بايد جوابگوي کوتاهي هاي صورت گرفته باشد؟ چگونه يک مقام عاليرتبه بانکي اجرايي توانسته با داشتن شهروندي يک کشور خارجي چندين سال سکاندار مهمترين و بزرگترين بانک کشور باشد و هيچ آبي هم تکان نخورد؟ حال از موضوع دست داشتن وزير اسبق راه و ترابري هم در پرونده ميگذريم  اما واقعا بالاترين مقام اجرايي کشور و رييس هيئت دولت نباد به علت همين کوتاهي و کم کاري افراد زير دستش از مردمي که به او راي داده اند عذر خواهي کند؟ ميتوان با اشاره به آمار و نمودارها مهرتاييدي به عملکرد دولت زد و فاتحانه سخن از پيروزي در عرصه هاي مختلف به ميان آورد و اين مثالها و موارد مثبت کم هم نيستند اما زماني که يک فرد مقام و مسئوليتي را به عهده ميگيرد فقط براي خدمت است و از اين بابت فقط انجام وظيفه بوده است اما کم کاري افراد زير دست جزو خدمت محسوب نشده و هيچ راي دهنده اي به جهت کم کاري مجموعه راي نداده است و به نوعي از بابت خدمات ،هيچ هموطني مديون اين خدمت نيست همانگونه که تک تک ايرانيان متعهد بنا به وسع خويش بي مدعا به آباداني اين مرز و بوم خدمت مينمايد ليکن از بابت کوتاهي هاي صورت گرفته در اين پرونده تمام اهمال کاران مديون اين بيت المال و صاحبان اصلي آن هستند و مدير مسئول مجموعه موظف است حداقل از اين مردم بابت اين کوتاهي صورت گرفته عذر خواهي کند چرا که اين بيت المال همچون خيل ديگر از دستاوردهاي نظام ثمره خون شهيداني است که بي هيچ ادعايي جان خود تقديم باروري نهال نظام که اکنون درخت تنومندي گشته نموده اند و هر کم کاري ناخواسته کوتاه در قبال خون شهيدان اين مرز و بوم هم خواهد بود. يادمان باشد براي آزادي اين بيت و تمام داشته ها و اهدافش تمام بزرگان امروز کشور روزگاري يا در حبس بوده اند يا تبعيد گشته و يا عزيزانشان را از دست داده اند اما آنقدر مبارزه کرده اند و خونها تقديم نموده اند تا شما و بنده نوعي اکنون با افتخار از دستاورد هايمان بگوييم&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://mehrabooon.ParsiBlog.com/Posts/119/%d8%af%d8%b1%d8%af+%d8%af%d9%84%d9%8a+%d8%a8%d8%a7+%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d9%8a%d9%86+%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%85+%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d9%8a%d9%8a+%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa/" title="درد دلي با بالاترين مقام اجرايي دولت" type="text/html" />
<author><name>ميراب عطش</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:mehrabooon.ParsiBlog.com/Posts/118/%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%8a%d8%aa+%d8%8c+%d8%af%d9%8a%d8%b1%d9%88%d8%b2+%d8%8c+%d8%a7%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b2+%d9%88+%d8%b4%d8%a7%d9%8a%d8%af+%d9%87%d9%85+%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7/</id>
<updated>Thu, 03 May 2012 08:31:00 GMT</updated>
<title type="text">جمعيت ، ديروز ، امروز و شايد هم فردا</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;اين روزها بايد منتظر به دنيا آمدن هفت ميلياردمين انسان روي زمين باشيم. تقريبا 13 سال پيش که سازمان ملل در يک حرکت نمادين عدنان ناوک را که دقيقا دو دقيقه بعد از نيمه شب دوازده اکتبر 1999 در شهر سارايوو به دنيا آمد را شش ميلياردمين ساکن اين سياره خاکي لقب داد دانشمندان پيش بيني کردند در فواصل سالهاي 2011 و 2012 هفت ميليارد انسان روي زمين زندگي خواهند کرد و شايد هم اکنون که باهم اين مطلب را مطالعه مينماييم مهمان شماره هفت ميلياردم هم به دنيا آمده است. توجه کنيد که فقط سيزده سال براي اضافه شدن يک ميليارد ديگر به جمعيت زمين زمان نياز بوده  است و اگر سرعت ازدياد جمعيت از قرن هيجده و نوزده را مورد کنکاش قرار دهيم متوجه ميشويم اين افزايش در دهه هاي اخير سرعت پرشتابتري  به خود گرفته است. حدود سال 1800ميلادي جمعيت زمين حداکثر يک ميليارد نفر بوده که بعد از يک قرن يعني حدود سال 1900 ميلادي  اين جمعيت به دوميليارد نفر افزوده شده است اما از اين دوره ازدياد جمعيت و جهش هاي ميلياردي آن سرعت پر شتابتري به خود گرفته و فقط 33 سال کافي بود تا يک ميليارد نفر بعدي خلق شود ولي از سال 1960 ديگر جهش هاي ميلياردي ابتدا 14 سال و سپس دو جهش بعدي 13 و 12 سال طول کشيده اند و با اينکه دولتها تماما سياست انقباض جمعيتي را پيش گرفته اند و بطور مثال جامعه چين خانواده ها را به سمت تک فرزندي سوق داده اما جهش اخير هم همچنان 13 سال طول کشيده و با اين سرعت در سال 2050 که عدنان ناوک حدودا 50 سال سن خواهد داشت  جمعيت زمين به مرز 10 ميليارد نزديک خواهد شد.شايد تئوري طرفداران مالتوس لباس واقعيت به تن کند که در سالهاي مياني قرن 21 به دليل بلعيدن منابع طبيعي توسط جمعيت زياد انساني و افزايش گازهاي گلخانه اي ناشي، نياز به يک سياره جديد براي جا دادن مازاد جمعيت جهان خواهد بود. بايد انتظار کشيد تا نتيجه را مشاهده کرد. شايد اتفاقاتي باعث تغيير اين تئوري گردد و بطور مثال بروز يک جنگ بين المللي دولي که قدرت بمب هاي اتمي آنها براي  تخريب صدها کره زمين کفايت ميکند اين تغيير چندان هم دور از ذهن نباشد&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://mehrabooon.ParsiBlog.com/Posts/118/%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%8a%d8%aa+%d8%8c+%d8%af%d9%8a%d8%b1%d9%88%d8%b2+%d8%8c+%d8%a7%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b2+%d9%88+%d8%b4%d8%a7%d9%8a%d8%af+%d9%87%d9%85+%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7/" title="جمعيت ، ديروز ، امروز و شايد هم فردا" type="text/html" />
<author><name>ميراب عطش</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:mehrabooon.ParsiBlog.com/Posts/117/%d8%b8%d9%87%d9%88%d8%b1+%d9%8a%da%a9+%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa%d8%8c+%d8%b3%d9%82%d9%88%d8%b7+%d9%8a%da%a9+%d9%85%d9%84%d8%aa+(+%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86+%d8%a7%d9%85%d8%b1%d9%8a%da%a9%d8%a7+%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa+%d8%a7%d9%88%d9%84)/</id>
<updated>Tue, 24 Apr 2012 14:42:00 GMT</updated>
<title type="text">ظهور يک ابرقدرت، سقوط يک ملت ( داستان امريکا قسمت اول)</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;شايد سالها قبل از کريستف کلمب اين ايرانيها بودند که پاي در غربي ترين خشکي روي زمين قرار نهادند.کلمب که دانش آموخته واتيکان بود روزي در کتابخانه بطور اتفاقي متوجه يک کتاب شد که مربوط به سفر به مناطق ناشناخته آن روزگار بود که توسط ايرانيان نگاشته شده و نويسنده آنرا در سالهاي معاصر ميلاد مسيح کتابت نموده بود و يکبار ديگر مطالب آن توسط کلمب مورد ارزيابي قرار گرفت و بلادرنگ موضوع را با دو کشور ثروتمند آن روزگار که بناي قدرت خويش را بر طلا قرار داده بودند در ميان گذاشت . اسپانيا و پرتغال کشورهايي بودند که ولع خاصي به کشور گشايي داشتند خاصه اينکه آن کشور منبع جواهرات و طلا جات بوده باشد. کلمي از اين ضعف استفاده نموده و با عنوان اينکه مسيري نزديکتر براي رسيدن به هند يافته است پادشاهان اين کشورها را که براي دسترسي راحت به هند سرزمين جواهر نشان ، از هيچ تلاشي دريغ نمي کردند  با کلنجارهاي بسيار بلاخره يکي از اين کشورها راضي به سرمايه گذاري در طرح کلمب شدند.کلمب به راه افتاد و همانگونه که ميدانست( هرچند در ظاهر، موضوع سرزمين هاي ناشناخته را فاش نکرده بود) به سرزميني بکر و سبز رسيد که امروزه از آن به عنوان قاره امريکا ياد ميشود.سالهاي بسياري بوميان اين قاره به بدترين شکل مورد تاراج سفيد پوستان اروپايي قرار گرفته و هر يک از کشورهاي غربي قسمتي ارز اين خاک را به همراه ساکنان آن به تملک خويش در آوردند. انگليس - فرانسه - بلژيک - پرتغال - اسپانيا از متجاوزين اوليه اين قاره بودند و به مرور زمان مرزهاي جغرافيايي کنوني با اسمهاي مختلف بوجود آمد  اما مهمترين کشور ناشي از تجزيه قاره نوين کشوري با نام امريکا بود که در قيموميت انگليس زندگي سياسي خود را آغاز کرد. سالها اين کشور درگير جنگ هاي داخلي و تجزيه طلبانه و همچنين استقلال طلبي بود که مهمترين انها همانا جنگ شمال و جنوب و همچنين جنگ استقلال است.چيزي در حدود سيصد سال پيش رسما کشور امريکا بوجود آمده و داراي نظام سياسي مستقل شد  و از آن سال به بعد تا دهه چهل قرن بيستم کشوري فاقد تاثير در تقسيم بندي هاي سياسي کنوني بوده است.جنگ جهاني دوم است و هيتلر در چند جبهه با متفقين درگير است وامريکا هم بي طرفي خود را در جنگ اعلام نموده است چرا که به علت فاصله بسيار زياد اين کشور با دول درگير جنگ هيچگاه احساس نمي کرد جنگنده ها و اژدر افکن هاي طرفين بتوانند به خاک آن تعرض کنند.بندر مرواريد در سواحل غربي ايالات متحده يا همان پرل هاربر در يک روز زيبا و گرم که توريست هاي بيشماري را هم به سواحل خود کشانده شاهد صداهاي ناهنجار و غريبي بود که تا آن روز هيچگاه شنيده نشده بود. جنگنده هاي ژاپن که از کشورهاي متحد  هيتلر به شمار مي آمد پس از طي مسافت هاي خيلي طولاني و عبور از درياهاي آزاد به اين بندر رسيده و در يک چشم بهم زدن شهر را به آتش کشيدند و اين حرکت ژاپن اعلان جنگ به کشوري بود که بعد از جنگهاي داخلي سنتي هيچگاه جنگي کلاسيک نداشته بود و اين اقدام باعث شکستن آرامش سياسي و اجتماعي آمريکا شده و درست 24 ساعت پس از اين حمله پرزيدنت آيزنهاور فرمان شرکت در جنگ به نفع متفقين را صادر کرد.در روزگاري که فرانسه در اشغال نازيها بود و انگليس در محاصره شديد بسر ميبرد و هر آن امکان داشت که جهانيان شاهد تسليم وينستون چرچيل نخست وزير وقت انليس شوند اما حضور يکباره امريکا در جنگ ورق را برگردانده و باعث ايجاد اميد در جبهه متفقين شد چرا که با توجه به فاصله هاي طولاني امريکا با خط مقدم ، اين کشور قادر بود به عنوان پشتيباني مورد استفاده متفقين قرار بگيرد.سواحل نورماندي : هيتلر با کمک رومل که از جنگ در آفريقا ( هرچند منتهي به شکست روباه صحرا شده بود )با کوله باري از تجربه بازگشته بود ، ديوار دفاعي خود را با تمام توان ايجاد نمود بحدي که هنوز هم بعد از گذشت هفتاد سال از ساخت اين غولهاي بتني هيچ خللي در آنها ايجاد نشده است. مسلسل هاي اتوماتيک ، مين هاي مدرن دريايي ، و هزاران کيلومتر ايجاد سنگر بندي و مين گذاري در نوارهاي ساحلي و ساحل نورماندي فرانسه هم جزوي از همين برنامه دفاعي بود اما به علت دوري مسير نسبت به ساير سواحل در دسترس انگليسي ها ، توجه کمتري به آن شده بود و عجيب اينکه دول متفق همين مسير طولاني را براي حمله به هيتلر انتخاب کردند و انتقال سربازان درياي و پياده نظام و ... ناممکن بود اگر صنايع امريکا شناورهاي انتقالي را نمي ساختند و به کمک همين شناورها بود که هزاران نفر از سربازان انگليسي و کانادايي و امريکايي در سواحل نرماندي پياده شدند، هرچند به حدي تلفات جاني وسيعي داشتند که ميگويند روي دريا را جسدهاي شناور پوشانده بودند و اين حمله متفقين به همراه دفاع سالدات هاي روس و عقب نشيني نيروهاي نازي به سوي مرزهاي آلمان باعث شکست متحدين در جنگ جهاني دوم شد.اکنون به آمريکا به يد يک ناجي نگريسته ميشد و به علت دوري از ميدان هاي جنگ کمترين آسيب را نيز ديده بود در حاليکه تقريبا همه دول درگير جنگ در اثر بمباران هاي فراوان طرف مقابل همه صنايع خود را از دست داده بودند و تقريبا با يک اقتصاد شکست خورده مواجه بودند.کنفرانس تهران : پس از پيروزي متفقين ، سران دولتهاي پيروز جنگ که شامل استالين رهبر شوروي ، آيزنهاور رييس جمهور آمريکا ، وينستون چرچيل نخست وزير انگليس در کنفرانسي در تهران شرکت کرده و تمام زمين را بين خود تقسيم کردند و بديهي است امريکا و شوروي به عنوان صاحبان اصلي اين پيروزي سهم بيشتري نصيبشان شد و اينگونه بود که جهان دو قطبي خلق شد و آمريکا وارد فاز سياسي جديدي شد و کشوري که تا ديروز درگير مشکلات عديده داخلي خود بود به عنوان يک ابر قدرت به جهانيان معرفي شددر قسمت دوم اين مقاله به روند شکل گيري سياستهاي قلدر مابانه آمريکا و علت هاي اصلي عملکرد پر از اشکال اين کشور خواهيم پرداخت ... پس با ما باشيد&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://mehrabooon.ParsiBlog.com/Posts/117/%d8%b8%d9%87%d9%88%d8%b1+%d9%8a%da%a9+%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa%d8%8c+%d8%b3%d9%82%d9%88%d8%b7+%d9%8a%da%a9+%d9%85%d9%84%d8%aa+(+%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86+%d8%a7%d9%85%d8%b1%d9%8a%da%a9%d8%a7+%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa+%d8%a7%d9%88%d9%84)/" title="ظهور يک ابرقدرت، سقوط يک ملت ( داستان امريکا قسمت اول)" type="text/html" />
<author><name>ميراب عطش</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:mehrabooon.ParsiBlog.com/Posts/116/%d9%85%d8%b5%d8%a8%d8%a7%d8%ad+%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%af%d9%8a+../</id>
<updated>Sun, 22 Apr 2012 06:27:00 GMT</updated>
<title type="text">مصباح الهدي ..</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;ميگويد: مگر نه اين است که خداوند قرآن را به عنوان آخرين رهنمودهاي روشني فرستاده است و آنچه در راه کمال واجب بوده را توسط آخرين رسول خويش براي بشريت گسيل داشته است!؟ پس دگر چه نيازي به حضور امام ميباشد؟ و من ميگويم: اکنون شب فرا رسيده و ما ديگر قادر به مشاهده خورشيد نمي باشيم و حتي نور آن را هم نمي توانيم ببينيم و چون اين نور اکنون به ما نمي رسد و چون فردي در اين موقعيت باشد به گونه اي که هيچ گاه امواج نور خورشيد را نديده باشد ،به هر زباني که براي او خورشيد را توصيف نمايي هيچ ذهنيتي از آن نخواهد داشت اما اگر يک آينه بزرگ در فضا نصب شود که با زاويه فلق خورشيد خود را هماهنگ نموده و امواجش را شکسته و در دل شب به ما برساند ضمن اينکه اهل شب هم به وجود خورشيد پي ميبرند، براي ما هم در تاريکي مطلق چراغ راه خواهند بود تا مبادا مسير خود را به اشتباه نرويم. نقش امامان براي ما مثل نقش آنه است که امواج و رهنمودهاي خداوند را براي روشني راه و مسيرمان حالت ميبخشند و معاني حقيقي آيات روشني بخش را برايمان تفسير ميکنند و مادام که چراغ راه را داشته باشيم مطلقا قادر به انکار وجود وحدانيت نخواهيم بود. بار ديگر قصد داشت بدون خداحافظي مرا ترک نمايد که به او گفتم: پس اگر به نقش امام پس از رحلت حضرت رسول (ص)آگاه شدي بر جمال خاتم پيامبران  حضرت محمد(ص) و خاندان مطهر و رئوفشان صلوات بفرست و او هم با يقين اينگونه مبحث را به آخر رساند : اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهـــم ..&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://mehrabooon.ParsiBlog.com/Posts/116/%d9%85%d8%b5%d8%a8%d8%a7%d8%ad+%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%af%d9%8a+../" title="مصباح الهدي .." type="text/html" />
<author><name>ميراب عطش</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:mehrabooon.ParsiBlog.com/Posts/115/%d9%85%d8%b3%d9%8a%d8%b1+%d8%a7%d9%86%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%81%d9%8a+%d8%a8%d9%87+%d9%86%d8%a7+%da%a9%d8%ac%d8%a7+%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%af!!/</id>
<updated>Wed, 18 Apr 2012 22:49:00 GMT</updated>
<title type="text">مسير انحرافي به نا کجا آباد!!</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;مسير انحرافي نام سريالي است که اينروزها از شبکه 3 سيما (که گويا بايد براي جوانان برنامه سازي کند ،) پخش ميشود. در يک نگاه سطحي ميتوان فهميد تعدادي آدم احمق و در عين حال زرنگ که از هر قشري هم در ميانشان است بنا به اتفاقي در يک جزيره افتاده اند که ظاهرا خالي از سکنه است. اين يک کلني مشابه افراد حقيقي جامعه اي ميباشند که چندي پيش اينان هم ساکن و عضوي از همان جامعه بوده اند. با مشخصاتي که از کاراکترها به دست مي آوريم و نشاني هايي که سناريو به ما ميدهد متوجه ميگرديم تعدادي از هموطن هاي ما ايرانيان هستند. پس از چندي اين آدمهاي خل قصد مينمايند براي جزيره اي که اکنون ساکنينش هستند رييس و فرمانروايي انتخاب کنند و قرار ميگردد کاملترين ، پر معلومات ترين و متشخص ترين فرد از ميان خود را به اين عنوان انتخاب کنند ولي در کمال تعجب از ميان سه کانديدا آنکس انتخاب ميشود که حتي حاضر به شرکت در مراسم نشده است اما دو کانديداي ديگر که به نظر سايرين ارزش قائل شده ولي فقط جواب سوال را نمي دانستد  از دور رقابت کنار گذارده ميشوند. و در سکانس بعدي ما فرمانرواي منتخب را مشاهده ميکنيم که در اوج مسخره گي دستورات عجيب صادر ميکند و به راحتي تحت تاثير قرار ميگيرد. زنهاي سريال هم که کم از مردانش ندارند دايم از مدل لباس و سر و وضع يکديگر سخن ميگويند و تا کنون که چند قسمت از اين سريال گذشته است هنوز هيچ زن يا مرد عاقلي که دچار زوال عقل نشده در اين آن يافت نگرديده و يک مشت آدم کلاهبردار ماليخوليايي خنگ و ابله و گاها افسرده و يا زرنگ تمام پرسوناژ هاي اين سريال هستند حال به مشکلات روايي سريال که اصولا جوابي براي بناهاي موجود در جزيره نداشته و حضور اشيائئ که نبايد در اين جزيره دور افتاده ( همچون نان سنگک تازه و پنير تبريز در يکي از قسمت ها) يافت شود نخواهيم داشت فقط مسئله اي که ذهن مرا درگير نموده اين است که آيا حققتا ايران عزيز ما و هموطنان غيورمان تماما اينگونه هستند که در اين سريال شاهدش هستيم !؟ آيا بحث انتخابات درون جزيره طعنه اي به انتخابات ملي ايران است!؟ شايد با عنوان اينکه فضاي سريال طنز و فانتزي ميباشد بشود دليل اين همه تمسخر را يافت اما مگر نه اين است که طنز براي بيان انتقادات عميق با زبان خنده است؟ اين سريال چه را ميخواهد به نقد بکشد؟ و نتيجه مثبت اين نقد چه خواهد بود!؟يادمان باشد اين ملت هر آنچه که هست تمام نظام سلطه را به واهمه واداشته است&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://mehrabooon.ParsiBlog.com/Posts/115/%d9%85%d8%b3%d9%8a%d8%b1+%d8%a7%d9%86%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%81%d9%8a+%d8%a8%d9%87+%d9%86%d8%a7+%da%a9%d8%ac%d8%a7+%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%af!!/" title="مسير انحرافي به نا کجا آباد!!" type="text/html" />
<author><name>ميراب عطش</name></author>
</entry>

</feed>
