شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام‌هاي ارسالي

ساعت ویکتوریا
+ سلبريتي ها و سوپراستارها در اين دنيا مانند آن آسمانخراش هاي زيبا و نوراني هستند که تلالوشان مانع مي‌شود درون آن ساختمان هاي سر به فلک کشيده را ببيني و هرگاه دمي گرفتار ديدن اين لامپهاي الوان ميشوي ديگر فرصتي براي انديشيدن نداري اما آدمهايي هستند که همچون ديوارهاي کاهگلي يک کوچه باغ قديمي، کهنه و شايد هم فروريخته اند اما... اما چه کسي مي‌تواند مدعي فراموشي عطر کاهگل اين ديوارها شود. گاهي يک نم نم..
نم نم باران کافي است تا در دلمان غوغايي بپا شود و به ياد آوريم تمام ياد روزهاي دور و نزديک دوستي هامان را.
همه خونه هاي کاهگلي و خشتي ، مثل قصراي طلاکار بهشتي تکدرختاي کهنسال و قديمي ، با خودي ها و غريبه ها صميمي سروده سال54 ـ 55
{a h=ravandi}‍‍‍‍ راوندي {/a} درود بر شما
درود برتو آريايي:D
+ شايد حدود ده سال پيش بود که اتفاقي با محيط پارسي يار و پيام‌رسان آن آشنا شدم، غريبه اي بودم در دل يک شهر ناشناس که باقي همه با يکديگر شناس بودند و ما غريبه ها هم کم کم محله خود را در اين شهر بنا کرديم. يادم هست روزهاي اول تا مي آمديم مانند يک تراکتور فيدها را شخم ميزديم و از ابتدا تا انتها را لايک ميکرديم شايد که بر دل صاحب فيد مقبول افتد و نگاهي به مطالب ما تازه واردها نمايد اما دريغااااااا...
تازه اين اول ماجرا بود و مشکل وقتي آغاز شد که فهميديم گروهي بنام دبيران مجله هم وجود دارد که مطالبي را با عنوان برتر براي مجله انتخاب مي‌کنند و چشمتان روز بد نبيند که به چه آب و آتشي خودمان را زديم که اين باصطلاح دبيران ما را هم ببينند اما انگار نه انگار و چه روزهاي شلوغ و پر ترافيکي داشت اين شهر
{a h=baran40}3خاطرات{/a} سلام خب تقريبا اينطوري بود و همون شخم زدن ها باعث شد درخت دوستي نشانديم و با يک تازه وارد مثل خودم آشنا شدم و بعد از اون بود که کم کم دايره دوستي ها بزرگ و بزرگتر شد
بعدی همه 10 نظر قبلی
*سحربانو*
سلام فلافل ها يادش بخيرررر
سلام :)
+ شايد بايد به آن دسته از مديراني که فرزندانشان را #ژن—برتر ميدانند و براي رفاه و اقامتشان در کشورهاي غربي از هيچ کوششي دريغ نميکنند فهماند ژن برتر همانها بودند که هنوز استخوانهايشان هم برنگشته است.
+ و اين چنين است که از نماز بعنوان ستون دين ياد شده و هر وقت عمود خيمه را فرو افکنند خيمه گاه به طرفه العين فرو خواهد افتاد و ديگر چيزي باقي نخواهد ماند که نمادي از خيمه باشد .. اقامه نماز شرط قبول ساير حسنات است و چون اين شرط بجا آورده نشد مجالي براي عرضه باقي واجبات و حسنات نخواهد بود.
پس *قبل از موت* اين ستون را مستحکم نماييم تا به نسيمي *به زوال نرسد* ..
اميدوارم
بعدی همه 12 نظر قبلی
زنده باشيد.. اين چه فرمايشيه!
{a h=deltangihayeman}حقيقتي مجازي{/a} درود بر شما
+ سلام... نشد که بشه اما اگه ميشد چي ميشد.. قسمت نشد که ماهم رو صندلي ماه عسل بشينيم و به سوالاي دوستا جواب بديم هرچند ديگه حرف نگفته اي نمونده و تقريبا تا حدودي ميشناسين منو.. امروز حس کردم که ديگه وقت رفتن شده و واسه يه مدت يه سرو ساموني بايد به خودمون بديم.. هميشه لحظه هايي پيش مياد که گفتن خدانگهدار خيلي سخت ميشه
اما هر اومدني يه رفتني داره .. ميدونم تو اين مدت دل بعضي ها رو شکوندم و با برخي هم کار به بحث کشيده که همين جا از همه عزيزان عذر ميخوام و اميدوارم که منو ببخشن از چند تا از دوستا بخصوص محمد جواد دل و محمد مهاجر عزيز و حسين عاشقترين مهربان و راشد جان دوست داشتني و الياسي مهر آفرين کمال تشکر رو دارم که به گرمي با من برخورد ميکردن و هيچوقت اشتباهاتمو به رخم نکشيدن..
*سبحان*
آفرين
بعدی همه 29 نظر قبلی
از نحوه برخورد و کلام و بيانتان مشخصه که شما چقدر شخصيت بزرگوار و مودبي دارين ...
http://khaanedekhamoosh.parsiblog.com/Old/Feeds/ سپاسگزارم
+ کسي يادش مياد چند روز پيش اينجا جناب حسين عاشقتريني داشت خانم قاصدکي داشت اما الان چند روزه تشريف ندارن عجب دوستايي هستين که به اين زودي فراموش ميکنين
كجا هستند؟
سلام حسين رفته مسافرت
بعدی همه 42 نظر قبلی
*قاصدك*
وه! اين فيد براي 9 سال پيشه کي آورده اينا رو بالا!
http://ghasedak2007.parsiblog.com/Old/Feeds/ سلام بانو قاصدک و 9 سالي که چقدر داستان‌ها در بين ايامش مخفي نموده بود
+ آلزايمر تنها دواي درد من است براي فراموشي بعضي آدم ها آي آدم ها نگذاريد يادتان در ذهن ديگران تلخ باشد
اما دواي درد من نيست! دواي درد من آرام جاني ست که بايد باشد و نيست...
هست.. او هميشه هست .. نگاهش کن
بعدی همه 9 نظر قبلی
http://puke.parsiblog.com/Posts/66/
چه شده که يک جوان ايراني در مقابل دوربين هاي تلويزيوني برهنه شده و هيچ حيا و شرمي نمي کند .. ادامه در وبلاگ ميراب عطش
خاکریز
هي واي بر ما :((((
همه 7 نظر
احسنت
*قاصدك*
کي اين فيداي زير خاکي رو مياره بالا!!!؟:D
اندر چرايي و چگونگي مقوله خاطره نويسي در سفر خاصه سفرهاي نوروزي ..
+ سلام بر تمامي سحر خيزان پيامرسان .. وقتي عطر خاص ياران امام زمان در فضا ميپيچد ميفهمم دوست گرانقدرم نيز در اينجا هستند ... سلام ويژه به شما عزيز دل ...
خوش به حال ذوستت که چنين زيبا توصيفش ميکني
اما دل در گرو ديگري دارد عزيز دل ...
بعدی همه 36 نظر قبلی
بهترين خدا نگهدارت
دوستان عزيز تر از جان چه اونهاييکه لايک دادين چه اونهايي که نظر فرمودين .. رفع زحمت ميکنم و همه شما رو تا ديدار بعد به خدا ميسپارم ... يا حق
+ گاهي دلتنگي سلام ، از خداحافظي هم سنگين تر است . ميدانم که سلام ميگويم براي حضور اما وقتي ميفهمي که هرسلامي يک خداحافظي دارد از همان "س" سلام دلت تنگ ميشود براي جدايي که اتفاق خواهد افتاد ، هرچند گريزي از اين دلتنگي بعد از خداحافظي نيست ، اما به هر جهت ســــــــــــــــلام دوستـــــــــــــــــان از الان دلم واسه همتون تنگ ميشه
*مهاجر*
سلام . دلي كه تنگ نشه كه دل نيست . . .
سلام چه متن زيبا و پر از غصه اي.... از همان سين سلام دلتنگ ميشوم!!!
بعدی همه 65 نظر قبلی
ممنون جناب ميرا......چيز ديگه اي نميتونم بگم در جواب لطفتون
خواهش ميکنم . نفرماييد ما به سلطان خراسان ارادت ويژه داريم و ساکنين اون خطه هم تماما از خوبان هستن بنده که افتخار دارم تو پيامرسان با بهترين هاشون آشنا شدم
+ سلام به همه حضار گرامي خصوصا برادران شيردل محمد جواد س و راشد خدايي ، حسين عاشقترين و همچنين محمد مهاجر عزيز که ميدونم يواشکي ميادو ميخونه و تشريف ميبره .. خلاصه اينکه بنابر دستور اکيد برادران عزيز مخصوصا پدر خوانده معظم محمد جواد س برگشتيم که يک بارديگه از شاديتون خوشحال و از ناراحتيتون غمگين شم .. اما ... حالا شما جواب سلام بدين تا اين اما رو تو فيدي بعدي عرض کنم خدمتتون
پروانگي
سلام خوش اومديد
و عليكم السلام .جناب بهترين بهترينها .خوش اومديد اخوي.:))) - محمد جواد . س
بعدی همه 17 نظر قبلی
zohoor-e-monji
با پدر بزرگوار جناب محمد جواد موافقم...(آيکون گربه رو دم حجله بايد کشت)
راشد جان شب بخير ... اما يادت باشه فيد بعديمو حتما بخوني و نظر هم بدي اگه زود اومدي سعي کني بالا بمونه
+ بد جوري منفجر شده همه احساسم بدنم سر شده مثل جن رده ها شدم دلم ميخواست هيچوقت احساس سرد بودن به دنيا وجودم را گرفته تند ترين لحضه زندگي من همين حالاست
نميدونم . حالم مثل جاي بخيه ميمونه که هنوز سره و درد رو نميفهمه .شايد فردا بفهمم که چه اتفاقي براي سرنوشتم افتاده . الان عين آدماي بيهوشم که هيچ چيزي رو حس نميکنن
برادر عزيزم حاج محمد جواد جان بنده ذاتا پيشمرگ به دنيا آمده ام
فاطمه-baby
زندگي در پس سالهايش به چي مينگرد که تو در گذر ثانيه هاش غرق شدي..
+ گاهي آنقدر از خويش دور ميشويم که نميفهميم چقدر از شب دلهايمان گذشته نميفهميم که اين شب ديگر صبحي ندارد نميفهميم تاريکي که مارا فرا گرفته حالا حالا ها فکر سحر شدن ندارد مرداب را به چشم دريا ميبينيم و دريا را دست يافتني اما هيچ نفهميديم قطره اي که بر روحمان نشست اشک خداوندي بود که بنده اش را اينگونه گرفتار زمين ميديد نه رطوبت مردابي که دريا ميپنداشتيم!
خداوندا دلهامان را درياي نما تا روحمان را هر لحضه از بديها و پليديها بشوييم
گاهي اگر دلهايمان مردابي نشود قدر دريا را نمي فهميم
*قاصدك*
امواج تو، نعشم را افكنده درين ساحل، درياب مرا، دريا؛ درياب مرا، دريا . ز آن گمشدگان آخر با من سخني سر كن، تا همچو شفق بارم خون از مژه ها دريا .فريدون مشيري
+ گاهي چقدر زود قول ها و قرارهايمان فراموش ميشود گاهي چقدر زود از ياد ميرود دلي را که در دستانت بود و براي گرفتن يک يخ در بهشت از دست دادي چقدر زود به پايان ميرسد راهي که ميگفتي بي پايان است چه زود روياهاي شبانگاهي جايشان را با کابوسهاي نيمه شب عوض ميکنند چقدر زود پي ميبرم فراموشکاري و چقدر دير ميفهمم عمري را که به پايت از کف دادم بازگشتي ندارد اين چقدر زودها مهم نيستند چون با طبع تو عجين شده اند
فقط اين چقدر دير شدن هاست که کمرم را ميشکنند همچون يک هيزم آماده برافروختن ... چقدر دير ميشود.... چقدر
عالي بود...............ولي به قول خودتون بعضي وقتا بعضي آدما فقط به درد گذروندن وقت ميخورن جناب ميراب...........
بعدی همه 12 نظر قبلی
دوستي يعني کوچک شدن دنيا به اندازه يک نفر يا بزرگ شدن يک نفر به اندازه دنيا .. ممنون از نظرات شما خانم سحر ف
محمد جواد عزيز من که حلقه بگوشم و از خود اختيار ندارم
چراغ جادو
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله ارديبهشت ماه
vertical_align_top